در زمينهٴ نقد تاريخ پديد آمد و اين مدتها پيش از آن بود كه غربيان تصوري در اين زمينه داشته باشند. هر حديثي در ذات خودش و از نظر هريك از افراد سلسلهٴ روات مورد موشكافي قرار ميگرفت. بهعلاوه، خيلي زود مجموعههاي حديث تدوين شد؛ درواقع مجموعههاي بيشماري تدوين شد، كه از آن ميان شش مجموعه نوعي سنديت شرعي پيدا كردند، كه آنها را كتب سته يا صحاح سته مينامند:
1. صحيح محمدبن اسماعيل بخاري (نهم ـ 1) وفات: 870م/257 ه. ق.
2. صحيح مسلمبن حجاج نيشابوري (نهم ـ 2) وفات: 875م/262 ه. ق.
3. سنن ابو داود سليمانبن اشعث سجستاني وفات: 888م/275 ه. ق.
4. جامع محمدبن عيسي ترمذي وفات: 892م/279 ه. ق.
5. سنن ابوعبدالرحمن نسائي (منسوب به نَسا در خراسان) وفات: 914م/302 ه. ق.
6. سنن ابو محمدابن يزيد ابن ماجهٴ قزويني وفات: 888م/275 ه. ق.
توجه كنيد كه اين هر شش تن شرقياند و ميتوان آنان را ايراني ناميد و همگي در
نيمهٴ دوم سدهٴ نهم درگذشتند بهجز نسايي كه در 914 درگذشت. بدينسان،
حديث در طي نيم قرن يا اندكي بيشتر، تثبيت شد. دو مجموعهٴ اول كه صحيحين
ناميده ميشوند، مجموعههاي بسيار گرانبهايي هستند؛ چهارتاي بعدي كه بيشتر در
زمينهٴ سنّت هستند تا حديث، سنن ناميده ميشوند و به آنها سنن اربعه
ميگويند. دستكم سه مجموعهٴ ديگر را ميتوان به اين ششتا افزود كه دستكم،
از نظر برخي گروهها داراي همان اعتبارند
7. كتابالمُوَطًاء اثر مالكبن اَنَس مدني (هشتمـ2) امام مذهبمالكي، وفات: 795م/179 ه. ق.
8. مسند احمدبن محمدبن حنبل بغدادي (نهم ـ1) امام مذهب حنبلي، وفات: 855م/241 ه. ق.
9. المسندالجامع عبداللهبن عبدالرحمن دارِمي سمرقندي، معلّم مسلم، سجستاني و ترمذي (موٴلفان كتابهاي 2، 3 و 4)، وفات: 869م/255 ه. ق.
همهٴ اين كتابها مورد قبول اجماع اهل سنّت است، جز اينكه هر يك از مذاهب براي برخي از آنها اعتبار بيشتري قايل است.
دو كشفاللغات بزرگ در دست انتشار است:
الف) تيسيرالمنفعه بكتابَيْ مفتاحِ كُنوزالسُنة والمُعْجَمَ المُفَهْرَس لاٴلفاظَ الحديثَالنَبَوي (8 جلد براي آن در نظر گرفته شده، قاهره 1935 ـ 1940)، هريك مربوط به يكي از كتابهاي فوقالذكر است، بهترتيب 1 تا 6 و 7 و 9؛ تصور ميكنم بخش نهم، كه آن را نديدهام، حاوي فهرست لغات كتاب 8 باشد.
ب) آرِنتيان وِنسينك همراه با عدهٴ زيادي از محققان با اعتبار مالي ((اتحاديهٴ بينالمللي